جوک و اس ام اس-عاشقانه ها

داستانهای کوتاه زیبا و مطابل جالب و عاشقانه برای شما

جوک و اس ام اس-عاشقانه ها

داستانهای کوتاه زیبا و مطابل جالب و عاشقانه برای شما

عکس عاشقانه هفته

 

 

        

شعر

بهار آمد، گل و نسرین نیاورد


نسیمی بوی فروردین نیاورد


پرستو آمد و از گل خبر نیست

 
چرا گل با پرستو همسفر نیست؟


چه افتاد این گلستان را، چه افتاد؟


که آیین بهاران رفتش از یاد

 
چرا می نالد ابر برق در چشم

 
چه می گرید چنین زار از سر خشم؟


چرا خون می چکد از شاخه ی گل

 
چه پیش آمد؟ کجا شد بانگ بلبل؟


چه درد است این؟ چه درد است این؟ چه درد است؟


که در گلزار ما این فتنه کردست ؟


چرا در هر نسیمی بوی خون است؟


چرا زلف بنفشه سرنگون است؟


چرا سر برده نرگس در گریبان؟


چرا بنشسته قمری چون غریبان؟


چرا پروانگان را پر شکسته ست؟


چرا هر گوشه گرد غم نشسته ست؟


چرا مطرب نمی خواند سرودی؟


چرا ساقی نمی گوید درودی؟


چه آفت راه این هامون گرفته ست؟


چه دشت است این که خاکش خون گرفته ست؟


چرا خورشید فروردین فروخفت؟


بهار آمد گل نوروز نشکفت

 
مگر خورشید و گل را کس چه گفته ست؟


که این لب بسته و آن رخ نهفته ست؟


مگر دارد بهار نورسیده

 
دل و جانی چو ما در خون کشیده؟


مگر گل نو عروس شوی مرده ست

 
که روی از سوگ و غم در پرده برده ست؟


مگر خورشید را پاس زمین است؟


که از خون شهیدان شرمگین است

 
بهارا، تلخ منشین، خیز و پیش آی

 
گره وا کن ز ابرو، چهره بگشای

 
بهارا خیز و زان ابر سبک رو

 


بزن آبی به روی سبزه ی نو


سر و رویی به سرو و یاسمن بخش


نوایی نو به مرغان چمن بخش

 
بر آر از آستین دست گل افشان

 
گلی بر دامن این سبزه بنشان

 
گریبان چاک شد از ناشکیبان

 
برون آور گل از چاک گریبان

 
نسیم صبحدم گو نرم برخیز

 
گل از خواب زمستانی برانگیز


بهارا بنگر این دشت مشوش

 
که می بارد بر آن باران آتش

بهارا بنگر این خاک بلاخیز


که شد هر خاربن چون دشنه خون ریز

 
بهارا بنگر این صحرای غمناک

 
 که هر سو کشته ای افتاده بر خاک

 
بهارا بنگر این کوه و در و دشت

 
 که از خون جوانان لاله گون گشت

 
بهارا دامن افشان کن ز گلبن

 
مزار کشتگان را غرق گل کن

 
بهارا از گل و می آتشی ساز

 
پلاس درد و غم در آتش انداز

 
بهارا شور شیرینم برانگیز


شرار عشق دیرینم برانگیز


بهارا شور عشقم بیشتر کن

 
مرا با عشق او شیر و شکر کن


گهی چون جویبارم نغمه آموز


گهی چون آذرخشم رخ برافروز


مرا چون رعد و توفان خشمگین کن

 
جهان از بانگ خشمم پر طنین کن

 
بهارا زنده مانی، زندگی بخش

 
به فروردین ما فرخندگی بخش


هنوز اینجا جوانی دلنشین است

 
هنوز اینجا نفس ها آتشین است

 
مبین کاین شاخه ی بشکسته خشک است

 
چو فردا بنگری، پر بید مشک است

 
مگو کاین سرزمینی شوره زار است

 
چو فردا در رسد، رشک بهار است

 
بهارا باش کاین خون گل آلود

 
بر آرد سرخ گل چون آتش از دود

 
بر آید سرخ گل، خواهی نخواهی

 
وگر خود صد خزان آرد تباهی

 

http://dar-entezar2.blogfa.com/


بهارا، شاد بنشین، شاد بخرام

 
بده کام گل و بستان ز گل کام


اگر خود عمر باشد، سر بر آریم

 
دل و جان در هوای هم گماریم

 
میان خون و آتش ره گشاییم

 
ازین موج و ازین توفان براییم

 
دگربارت چو بینم، شاد بینم

 
سرت سبز و دل آباد بینم

 
به نوروز دگر، هنگام دیدار

 
به آیین دگر آیی پدیدار

 

http://dar-entezar2.blogfa.com

سخن بزرگان:

شاهکارها با گذشت زمان کهنه نمی شوند ، این بماند ، در هر زمانی بسته به موقع و مقام جلوه و جمالی دوباره می یابند چنان که گویی به تازگی مطرح شده اند .

پرویز یاحقی
 

امروز با حافظ

امروز با حافظ :

جوک و اس ام اس جالب

666سه تا شیش داره مال پارسال بود امسال مد شده 777 سه تا هفت داره ، زمستونا خیابونا برفداره ؛ صابون که به دست بمالی کف داره ، ایران و اینجوری نبین نفت داره ، نونوایی محلمون صف داره ، آهنگای قدیمی توش دف داره


کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی تا برای قلب من زندگی این گونه بی معنا نبود کاش بودی تا لبان سرد من بی خبر از موج و از دریا نبود

دل هیچکس نمی سوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی که می سوزد سر خاکم



من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم بر لب کلبه ی محصور وجود، من در این خلوت خاموش سکوت، اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنم اگر از هجر تو آهی نکشم، تک و تنها، می شکنم به خدا می شکنم

پاییز از زمستون غمگین تره چون بهار و ندیده، ولی من از پاییز غمگین ترم ، چون تاحالا تورو ندیدم


ترکه میگن نخست وزیر به انگلیسی چی میشه ؟ میگه : First And Under !!!

فهمیدن عشق را چه مشکل کردند ما را ز درون خویش غافل کردند انگار کسی به فکر ماهی ها نیست سهراب بیا که آب را گل کردند


کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم

مراقب افکارت باش که گفتارت میشود... مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود... مراقب رفتارت باش که عادتت میشود... مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود... مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود

بیهوده مکن عمر گران صرف رفیقان ، عمر صرف کسی کن که دلش جان تو باشد ، امروز کسی محرم اسرار کسی نیست ، ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست .



عکستو زدم جای ساعت دیواری از اون موقع به بعد تو شدی تمومه لحظه هام


ویرانگرترین کلمه " تمسخر است " دوست داری با تو چنین کنند ؟ - بیرحمترین کلمه " تنفر " است از بین ببرش . - زشت ترین کلمه " دو رویی " است یکرنگ باش . - عمیق ترین کلمه " عشق " است به آن ارج بنه

اگر روزی دلت لبریز غم بود گذارت بر مزار کهنه ام بود بگو این بی نصیب خفته در خاک یه روزی عاشق و دیوانه ام بود



اگر از پایان گرفتن غم هایت ناامید شده ای به خاطر بیاور که زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید

زندگی را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترین قله ها رسیدى، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند